تبليغاتX
Bisto3

قالب پرشین بلاگ


Bisto3
« آزادی »
لینک دوستان

هر چی که خاطره بود، جلو چشات سوزوندم

نه اشک منو دیدی، نه بغضتو خوندم

دیدی دو راهی، میره سمت تباهی

تو هم با من نموندی، تو رفیق نیمه راهی


نه... نگو دوسم نداری، نه... نگو تنهام میذاری، نه... نگو که از یادت میرم

نه... نگو که دیگه دیره، نه... بری قلبم میمیره، نه... نگو از عشق تو سیرم

نه... بی تو اینجا چه دلگیرم


وقتی هر خاطره از تو شده دردم

یادمه رفتی که سمتت برنگردم

من مغرورو ببین، که طعنه خوردم

من مغرورو ببین، که گریه کردم


نه... نگو دوسم نداری، نه... نگو تنهام میذاری، نه... نگو که از یادت میرم

نه... نگو که دیگه دیره، نه... بری قلبم میمیره، نه... نگو از عشق تو سیرم

نه... بی تو اینجا چه دلگیرم


من به شیشه ی اتاقت، خیره میشم سنگ میشم

هر شب این موقع که میشه، بدجوری دلتنگ میشم

هنوزم یه رودم اما، برنمی گردم به دریا

با خیالت خوب میشم، تو رو حس میکنم اینجا


نه... نگو دوسم نداری، نه... نگو تنهام میذاری، نه... نگو که از یادت میرم

نه... نگو که دیگه دیره، نه... بری قلبم میمیره، نه... نگو از عشق تو سیرم

نه... بی تو اینجا چه دلگیرم


برچسب‌ها: فرزاد فرزین
[ بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 2:4 ] [ بهروز باباخانی ]

 

نقی تو رو قسم به شوخ طبعیت 

به این بیرون از گود تو تبعید

به آلت بزرگ زندگانی 

که پشت ما نشسته رو به تهدید

نقی تو رو به تو به طول و عرض تحریم 

دلار رو به رشد و حس تحقیر

نقی تو رو به امام مقوایی 

به طفل علی گوی توی رحم گیر

به درس فقه تو اتاق عمل بینی 

به آقا و تسبیح و جا نماز چینی 

نقی تو رو به انگشت شیث رضایی

به دینی که اوت شده و فوتبال دینی

آیی نقی!...

حالا که مهدی خوابه ما تورو صدا میزنیم آی نقی

تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی

حالا که مهدی خوابه ما تورو صدا میزنیم آی نقی

تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی


نقی تو رو قسم به عشق و ویاگرا 

تو رو به لنگ های هوا شده و چاکرا

تو رو به سنگک و مرغ و گوشت و ماهی 

سینه ی سیلیکونی و بکارت راه راه

نقی تو رو به ممه های گلشیفته 

به ابروی نداشته که از ما ریخته

نقی تو رو به نژاد آریایی 

به پلاکی که به گردن آویخته

نقی جون من تو رو به شوشول فرنود 

سه هزار میلیارد زیر گنبد کبود

خلیج فارس و ارومیه هم قصه بود 

راستی اسم رهبر جنبش سبز چی بود؟

آیی نقی!...

حالا که مهدی خوابه ما تورو صدا میزنیم آی نقی

تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی

حالا که مهدی خوابه ما تورو صدا میزنیم آی نقی

تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی

آیی نقی آیی نقی آیی نقی

آیی نقی آیی نقی آیی نقی


به رحلت جان گوز امام امت 

به سیاسیون فسیلی تو غربت

به بیوه های باکلاس پلاس دیسکو 

به بحث های روشن فکری تو چت

به غیرت مرد های اون کاره 

به زنان مدافع حقوق مرد

به انقلاب رنگی از تو تلویزیون 

به سه درصد جمعیت کتاب خون

تو رو به شعار های آبکی و توخالی 

نقی تو رو به این جماعت حالی به حالی

صبح زنده باد میگن و شب مرده باد 

به قهرمونای قصه های خیالی

آیی نقی!...

حالا که مهدی خوابه ما تورو صدا میزنیم آی نقی

تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی

حالا که مهدی خوابه ما تورو صدا میزنیم آی نقی

تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی

آیییی نقـــییییی آیی نقیییییی آیی نقیییی

آیییی نقـــییییی آیی نقیییییی آیی نقیییی

 


برچسب‌ها: شاهین نجفی
[ بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:36 ] [ بهروز باباخانی ]

مونده جای بوسه هام رو تن عکس قشنگت

نمیدونی که دلم بدجوری باز شده تنگت


باز دوباره سر میزام رو شونه های خاطره

محاله یاد اون چشات از خاطرات من بره


این دل عاشق ساده بد جوری گیر نگاته

نیستی اینجا ولی قلبم لحظه هر لحظه باهاته


وقتی هستی تو کنارم دیگه خورشید و نمیخوام

میخوام از آدما پنهون تو باشی همراه و هم پام


وقتی حرفت میشه رفتن میری و جات میشه خالی

نمی پرسی نازنینم عشق من تو در چه حالی


نمیدونی که بدونت سیل بارونه نگاهم

تا بری و باز بیایی بی تحمل چشم به راهم


حتی از دور دیدن تو مثل دیدار بهشته

توی حجم سرد این شهر قامت تو یه فرشته


یه فرشته که نگاهش شیشه ی عمرمه انگار

همه عمر تباه جز همون لحظه دیدار


هر دفعه میری میترسم که مبادا تو نیایی

تو نیایی و بشم من مرد محکوم به جدایی


از تن و دستات برا من یه قفس بساز اسیرم

توی آغوشت بمونم تو قفس آروم بگیرم


منو جا نذار که سخته باور دوریه از تو

بزار این فانوس خاموش از تو نور بگیره از نو


ای تمام معنی عشق منو جا نذار میمیرم

اگه با تو مثل دریام بی تو اما من کویرم


برچسب‌ها: سهیل سلیمی
[ بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 14:48 ] [ بهروز باباخانی ]

خورشید خاموش

از پشت شیشه

تصویر این شهر

دلگیر همیشه

شهر غریبه

دلهای غمگین

هوای بی تو

هوای سنگین

خونه ی بی تو

مثل یه زندون

حیف منو تو 

حیف عشقمون

خونه ی بی تو

مثل یه زندون

حیف منو تو

حیف عشقمون

حیف تو بود 

حیف تو بود

عشق اگه بود 

عشق تو بود

ای گل من

حیف تو بود

حیف تو بود

ای قلب من

آخر جاده ی عاشقی تنها شدم

گفتی خداحافظ

گفتم خداحافظ

گفتی پشیمونی

گفتم که هرگز

نفس بریده

دستای لرزون

اشک توی چشمام

حیف نگفتم بمون

غم یه عاشق

غم کمی نیست

چه فایده از اشک

وقتی کسی نیست

چه فایده ازش وقتی

وقتی کسی نیست

چه فایده ازش وقتی

حیف تو بود 

حیف تو بود

عشق اگه بود 

عشق تو بود

ای گل من

حیف تو بود

حیف تو بود

بر باد بری

مثل یه قصه ی 

کهنه شده از یاد بری

گفتی خداحافظ

گفتم خداحافظ


برچسب‌ها: کیا
[ بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 17:12 ] [ بهروز باباخانی ]

یه روز یه باغبونی، یه مرد آسمونی

نهالی کاشت میون، باغچه مهربونی

می ‌گفت سفر که رفتم، یه روز و روزگاری

این بوته یاس من، می مونه یادگاری


هر روز غروب عطر یاس، تو کوچه‌ها می‌پیچید 

میون کوچه باغا، بوی خدا می ‌پیچید

هر روز غروب عطر یاس، تو کوچه‌ها می‌پیچید 

میون کوچه باغا، بوی خدا می ‌پیچید


اونایی که نداشتن، از خوبیا نشونه 

دیدن که خوبی یاس، باعث زشتیشونه

عابرای بی‌احساس، پا گذاشتن روی یاس 

ساقه‌هاشو شکستن، آدمای ناسپاس


یاس جوون برگ اون، تکیه زدش به دیوار 

خواست بزنه جوونه، اما سر اومد بهار

یه باغبون دیگه، شبونه یاس رو برداشت 

پنهون ز نامحرما، تو باغ دیگه‌ای کاشت


هزار ساله کوچه‌ها، پر میشه از عطر یاس 

اما مکان اون گل، مونده هنوز ناشناس

هزار ساله کوچه‌ها، پر میشه از عطر یاس 

اما مکان اون گل، مونده هنوز ناشناس


برچسب‌ها: شادمهر عقیلی
[ بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 21:28 ] [ بهروز باباخانی ]

تو که از اولشم جای من یکی دیگه توی قلبت بود

نگو به من که تو هر کاری کردی درسته نگو حقت بود

تو که از اسمم و عشقم  و حسم و قلبم دلتو کندی

به چشای منه ساده ی بی کس تنها داری میخندی


همیشه دروغ میگفتی واسه من میمیری

بگو عاشقم نبودی تو که داری میری

بخدا همش دروغه که منو دوست داری… بگو دوسم داری

تو که روی قلب من اینجوری پا میزاری… بگو بگو بگو


بگو این دروغ  دوست داشتنی و این بارم

باز بگو بی تو میمیرم بگو دوست دارم

من که این همه دروغ تورو باور کردم... بگو دوسم داری

یه دفعه دیگه بگو بگو که بر میگردم... بگو بگو بگو


توکه از اون همه حرفهایی که به تو گفتم چیزی یادت نیست

توکه میزاری میری و من اینجا میمونم با چشای خیس

تویی که ازم گذشتن آسونه واست، واست بازیچم

چجوری بهم میگفتی مثل قدیما عاشقت میشم


همیشه دروغ میگفتی واسه من میمیری

بگو عاشقم نبودی تو که داری میری

بخدا همش دروغه که منو دوست داری… بگو دوسم داری

تو که روی قلب من اینجوری پا میزاری… بگو بگو بگو


بگو این دروغ  دوست داشتنی و این بارم

باز بگو بی تو میمیرم بگو دوست دارم

من که این همه دروغ تورو باور کردم... بگو دوسم داری

یه دفعه دیگه بگو بگو که بر میگردم... بگو بگو بگو


برچسب‌ها: مرتضی پاشایی
[ نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 3:14 ] [ بهروز باباخانی ]

میدونی، طاقت جدایی رو ندارم

با تو من،مثل صد تا بهارم

می خوام که، نری تو از کنارم

ازت زیاد ،خاطره دارم

ازت زیاد ،خاطره دارم


می خوام اسمتو، من نفس بزارم

از تو بگم ،در سایه سارم

هر جا بری، من دوست می دارم

از عاشقای، این دیارم

از عاشقای، این دیارم


به یاد، شبهای زیر باروون

که خیس می شد، تموم سرو پاهامون

شبها همش من، خواب تو رو می دیدم

زیر هفت تا آسمون رو زمینم

بین هفت تا آسمون رو زمینم


میدونی، طاقت جدایی رو ندارم

با تو من، مثل صد تاا بهاارم

می خوام که، نری تو از کنارم

ازت زیاد خاطره دارم

ازت زیاد خاطره دارم


برچسب‌ها: محسن یگانه
[ هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:18 ] [ بهروز باباخانی ]

پری ناز کوچولو، رفتی خونم شده ویرون

دلم از بی کسی خونه، نمیتونه که بخونه

حرفای نگفته مونده، ولی دل باید بدونه

اون که رفته دیگه رفته، نمیخوام که بدونه

 

نمیخوام که باز بیایی، اون چشاتو من ببینم

خاطرات باز جون بگیرن، باز دوباره من بمیرم

نمیخوام که باز بیایی، توی تاریکیم بسوزی

آخه حیف تو عزیزم حیفی، که با من با من بمونی

 

عزیزم سرت سلامت، هرجا هستی هرجا هستی

برو که دنیا دو روزه، قلب تو هیچ وقت نسوزه

نازنین اینو نخوندم، که تو رو گریون بینم

الهی برات بمیرم، اشکتو هیچ وقت نبینم

عزیزم اینو میخونم، که دلم آروم بگیره

آخه طفلکی میسوزه، طفلکی بی تو میسوزه

 

پری ناز کوچولو، نگو قسمتم همین بود

نگو سرنوشت نوشته، سهم من از تو همین بود

عزیزم غمت نباشه، برو که روبروم نوره

غروبا تنها میشینی، واسه ی عشقت میمیری


برچسب‌ها: آرش دلفان
[ هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:38 ] [ بهروز باباخانی ]

لبخند تو معجزست، معجزه کن دوباره

بذار دوباره مهتاب، رو خاک شب بباره

بزار که خاک تشنه، نگاهتو بنوشه

شب با طلوع چشمات، وقت سحر بپوشه


معجزه کن دوباره وقتی که بیقرارم

وقتی که بی حضورت آرامشی ندارم

تو لحظه های تردید اسمه منو صدا کن

از این سکوت دل گیر قلب منو رها کن


با من بمون که فردا سهم من و تو باشه

اندوه لحظه هامون با بودنت فنا شه

لبخند تو صدامو میبره تا ستاره

دوباره شعله ور شد معجزه کن دوباره


تا انتهای قصه همراه باش و هم پا

ای هم صدای دیروز با من بیا به فردا

یک لحظه یک ترانه با من بمون و سر کن

این لحظه های تلخو با خنده بی اثر کن


با من بمون که فردا سهم من و تو باشه

اندوه لحظه هامون با بودنت فنا شه

لبخند تو صدامو میبره تا ستاره

دوباره شعله ور شد معجزه کن دوباره


برچسب‌ها: رضا صادقی
[ شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 17:10 ] [ بهروز باباخانی ]

تو که میگفتی عاشقی

میگفتی بی من میمیری

حالا دیگه منو نمیخوای

همه چیزو پس میگیری...


چرا نگام نمیکنی

چرا اینقدر سرد شدی

این لحظه ها که میخوامت

واسه ی کی همدرد شدی...


دلم خیلی میسوزه که چرا هنوز تورو میخوام... سخته برام

میدونم دیگه همیشه تنهام

تو که میدونستی غیر تو هیچی نمیخوام... از این دنیا

چی بگم دیگه از بی کسی هام


نمیدونم چی پیش اومد

کی بود تورو ازم گرفت

نمیدونی با این کارت

خیلی دلم گرفت...


هنوز باور نمیکنم

انگار دارم خواب میبینم

نمیدونی رفتنتو

مثل یه عذاب میبینم...


دلم خیلی میسوزه که چرا هنوز تورو میخوام... سخته برام

میدونم دیگه همیشه تنهام

تو که میدونستی غیر تو هیچی نمیخوام... از این دنیا

چی بگم دیگه از بی کسی هام


برچسب‌ها: رامین بیباک
[ پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:4 ] [ بهروز باباخانی ]

شبا مستم ز بوی تو، خیالم ها ز روی تو

خرامون از خیال خود، گذر کردم ز کوی تو

بازم بارون زده نم نم، دارم عاشق میشم کم کم

بزار دستاتو تو دستام، عزیز هر دم، عزیز هر دم

بازم بارون زده نم نم، دارم عاشق میشم کم کم

بزار دستاتو تو دستام، عزیز هر دم، عزیز هر دم

 

گناه من تویی جادو، نگاه من تویی هر سو

مرو از خواب من بانو، تویی صیاد منم آهو

شب تنهایی و زار و، کسی هرگز نبود یار و

خراب یاد تو بودم، تو بردی از نگات مارو

بازم بارون زده نم نم، دارم عاشق میشم کم کم

بزار دستاتو تو دستام، عزیز هر دم ، عزیز هر دم

بازم بارون....


برچسب‌ها: مازیار فلاحی
[ چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:0 ] [ بهروز باباخانی ]

شبایی که تو رو دارم توی لحظه سحر میشه

تو هر باری که می خندی جدایی سخت تر میشه

تو نیستی تازه می فهمم جدایی ها چقدر سختن

ولی به گفتن آسون نیست به روزایی که خوشبختن

دوست دارم دوست دارم چکار کردی با احساسم

روزای سختی تو راهه من این دنیا رو می شناسم


دوست دارم دوست دارم چکار کردی با احساسم

روزای سختی تو راهه من این دنیا رو می شناسم


برچسب‌ها: فریدون آسرایی
[ سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:48 ] [ بهروز باباخانی ]

به هر دري زدم يه بار ديگه بيام ببينمت اما نشد

براي ثابت كردن عشقم تلاش كردم ولي بازم نشد

به هردري زدم بهت بفهمونم ميخوامت اما باز نشد

هرچي تلاش كردم با چشمام بهت بگم دوست دارم اما نشد



دلم ميخواست حس تو هم مث من شه

دلم ميخواست دقدقتم عشق من شه

دلم ميخواست عشقمو باور ميكردي

نميخواستم آخر اين قصه غم شه

دلم ميخواست همش كنار تو باشم

بگم تو جونمي ولي حيف باز نشد

ميخواستم توي قلبت خونه بسازم

اما در قلبت به روم باز نشد



دلم ميخواست شريك شادي هم باشيم

نه اينكه باعث غمو غصه ي هم باشيم

دلم ميخواست دوتايي با هم بمونيم

دلم ميخواست هميشه يار من باشي

دلم ميخواست تو روياي تو بمونم

بگم تو جونمي ولي حيف باز نشد

دلم ميخواست حرفاي نگفتتو وقتي

نگام ميكردي از توي چشمات بخونم


برچسب‌ها: مهدی احمدوند
[ دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:13 ] [ بهروز باباخانی ]

آه آآآآآآآآ آه آآآآآآآ آآآآآآآآ

هر کی اومد تو زندگیم، می بردمش تا آسمون

امروز میشد رفیق راه، فردا واسم بلای جون

نمیشه قلب عاشقو، به دست هر کسی سپرد

نمیدونم بد میاورد، یا چوب سادگیشو خورد!

هر چی که به سرم اومد، تقصیر هیچ کسی نبود

هر چی که بود پای خودم، تو قصه هام کسی نبود

هیچکسی عاشقم نشد، هیچکی سراغم نیومد

جواب کار خودمه، هر چی بلا سرم اومد

لا لالالالا لالالا لالالا

لا لالالالا لالالا لالالا


تقصیر هیچ کسی نبود، هر چی که بود به پای من

فقط تو بعد از این نیا، میون لحظه های من

رفاقتت مال خودت، منت نذار رو سر من

این قصه ها تموم شده، دیگه نیا دور و برم


تقصیر هیچ کسی نبود، هر چی که بود به پای من

فقط تو بعد از این نیا، میون لحظه های من

رفاقتت مال خودت، منت نذار رو سر من

این قصه ها تموم شده، دیگه نیا دور و برم


هر چی که به سرم اومد، تقصیر هیچ کسی نبود

هر چی که بود پای خودم، تو قصه هام کسی نبود

هیچکسی عاشقم نشد، هیچکی سراغم نیومد

جواب کار خودمه، هر چی بلا سرم اومد

لا لالالالا لالالا لالالا

لا لالالالا لالالا لالالا


برچسب‌ها: امیر غلامی
[ یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:45 ] [ بهروز باباخانی ]

امیر عظیمی:

وقتی روزای رفته تورو یادم میاره

حس می کنم می لرزه دل واسه تو دوباره

کاشکی دلم می فهمید گذشته ها گذشته

اون که دلم می خواستش خیلی وقته رفته

خاطره های رفته باز میاد به یادم

نمی تونم بگذرم از تو آخه دل به تو دادم

شاید یه بار ببینمت تورو دوباره

آخه کجایی دل دیگه طاقت نداره

 

ابیرام:

حیف از اون روزایی که رفت و ما

حس کردیم كه تو هم میدی جلا

به همه اون گرد و غباری که مونده روی دلم

آخه با چه زبون حرفامو به بقیه بگم

تو که بودی یه روزی همه ی تار و پودم

حالا لعنت میکنم از با تو بودن

آخه یادشه روزی که دل مارو ربود

قسمش دادم و گفتم تورو به تار موت

تا آخرش دیگه تو هم با ما بمون

نذار خاطرات بینمون یه روز بشه حروم

اونم قبول کرد فقط با یک اشاره

پس خودت بگو حالا چرا حالم خرابه

چرا روز و شبم شده مثل کابوس مرگ

چرا باید بکشم من عذاب و درد

چرا این همه دارم سوالای بی جواب

که  گذاشتی واسه من توی بی مرام

 

امیر عظیمی:

وقتی رفتی من اینجا تنها موندم

از زندگی جا مونم، دوباره برگرد...

فکر می کردی جدا شدن آسونه

ببین دلم داغونه، دوباره برگرد...

 

ابیرام:

هی بی معرفت واسه دیدار بعد

بگو ببینم کی بود که به دلش بی راهه زد

مگه تو نبودی می گفتی عشق داره جاذبه

پس چی شد ؟ حالا این همه فاصله حاصلش؟

شده اون همه خاطره باطله؟

آخه تو که منو نمی خواستی پس چرا

نگفتی دروغه همه ی اون قصه ها؟

حالا منم و یه دل داغون پر درد

که شدم مثل دیوونه های دوره گرد

آخه نکشیدی نمی دونی چه دردی داره

وقتی میبینی که عشقت از تو بیزاره

فقط میخواسته قلبتو بشکنه بره

تا که بکنی از زمین و زمان دیگه گله

بگو روزگار آخه چرا اینقدر بدی؟

چرا کردی همه خوشیاتو ازم دریغ؟

چه طلفک دلم که ساده بود و خواب

روی صورت عشقمم نقاب

ای خدا چرا قصه های ما شده عاقبت

مثل برگ و باد...

 

امیر عظیمی:

نگو تو بر نمیگردی ، بی تو تنها شدم تنها

آره هستم من به یادت همه روزا همه شبها

نگو برگشتن محاله انتظار من خیاله

نگو قسمت من نبودی ته فنجون توی فاله

برگرد... تو بمون عشق رو از چشام بخون

به خدا می میرم ببینمت با دیگرون...

وقتی رفتی من اینجا تنها موندم

از زندگی جا مونم، دوباره برگرد...

فکر می کردی جدا شدن آسونه

ببین دلم داغونه، دوباره برگرد...


برچسب‌ها: ابیرام, امیر عظیمی
[ دهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:3 ] [ بهروز باباخانی ]

رامین منتظری:

تو بدون هیچکی تو دنیا قدر تو برام عزیز نیست

گفته بودم که نباشی میمیرم و این عجیب نیست

لحظه ها میگذرند آروم اما این همیشگی نیست

تو میری منم به یادت میمونم با چشمای خیس

حالا من تنها تنهام تنها تنهام و بی تو هیچم

توی شبهامو مینویسم بی تو میمیره دلم

تا ابد چشم به راتم تو چشام بغض و ماتم

تا همیشه من پا به پاتم بی تو داغونه دلم دلم


محمد بیباک :

یادته میگفتم تو ماه منی ماه من تو الان تعلیل آه منی

تو یک دفه عشق منو مچاله کردی

بگذری از منو بشی دچار بعدی

دیگه توی روزهات از من یادی نیست و دیگه توی شبهای منم شادی نیست و

هه خیلی وقت هست که رفته یک ساله میگی شاید برگشت این هفته

دلم میگه دیگه خسته است با تو تموم کن دیگه دست دست هاتو تو

یک دفه یک قدم بیا جلو چون عشق یک دفست یک نفر می یاد تو

رو یهو میبرتت توی حال بیست و آروم یهو میره تو هم میشی نیست و نابود

رفتی فشار زندگیم آرزوم نره بالا بیا و ببین حال و روز منو حالا

 

رامین منتظری:

حاحالا من تنها تنهام تنها تنهام و بی تو هیچم

توی شبهامو مینویسم بی تو میمیره دلم

تا عبد چشم به راتم تو چشام بغض و ماتم

تا همیشه من پا به پاتم بی تو داغونه دلم دلم


محمد بیباک :

بیا تو آینه بنداز یک نگاهاینه دنیا نزاری تو تکیه گاه

وقتی نمی تونی تو از ابتدا به قلب هیچ کسی بکنی اتکا

سختهادامه حرفامو می شنویتو بگو که حرفمو می شنوی

تو می خواستی قلب من تشنه باشه دله منم اینه اوج اشتباهشه

که یه نگامبه پنحره یکی به در بعد رفتنت حرفمو به کی بگم

آره وقت من با تو بودخواس کنه با تو کوش پس نگو راز و دوش

شب می شه زودترس من می دونی کم می شه پستی

با چهپیشم بودی واسههمیشه رفتی

تو زندگیم رو قلبم هک می شه سختی

آره تو واسه ی همیشه رفتی


رامین منتظری:

تنها تنهامبی تو هیچممی نویسمبی تو میمیره دلمحالا من


برچسب‌ها: محمد بیباک, رامین منتظری
[ نهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:11 ] [ بهروز باباخانی ]

جوونتر که بودم یکی عاشقم بود

منو که نمی دید دلش می گرفت زود

می گفت خیلی وقته دلم پا به پاته

می گفت هر جا باشی نگاهم به راته

منم بچه بودم دلم پر پرش شد

بهش اینو گفتم اونم باورش شد

خلاصه نشستیم یه رویا کشیدیم

واسه زندگیمون چه خوابایی دیدیم

به هم قول دادیم که با هم بمونیم

تا هر جا که میشه تا هر جا بتونیم

ولی من نموندم نه اینکه نمیشد

زدم زیرِ قولم دلم دم دمی شد


حالا گاهی وقتها به یادش میفتم

درست لحظه هایی که یادش میفتم

تمامِ وجودم پر از شرم میشه

به این خاطراتش سرم گرم میشه میشه


به هم قول دادیم که با هم بمونیم

تا هر جا که میشه تا هر جا بتونیم

خودم زندگیمو به حسرت سپردم

درست خاطرم نیست ولی پاشو خوردم


برچسب‌ها: سیامک عباسی
[ هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 15:21 ] [ بهروز باباخانی ]

قصه عشقی که میگم 

قصه لیلای مجنونه

با یه روایت دیگه 

لیلا جای مجنونه

مجنون سر عقل امده 

شده آقای این خونه

تعصب و یه دندگیش 

لیلا رو کرده دیوونه

اما لیلی بی مجنونش 

دق میکنه میمیره

با یه اخم کوچیک اون 

دلش ماتم میگیره

میگه باید بسازه اون 

این مثل یه دستوره

همین یه راه مونده واسش 

چون عاشقِ مجبوره

زوره عشق تو زوره 

احساس همیشه کوره

هر جا خودخواهی باشه 

انصاف از اونجا دوره

عاقبت این لیلی ما 

مثل گل های گلخونه

تو قاب سرد شیشه ای 

پژمرده و دلخونه

حکایت عشق اونا 

مثل برف زمستونه

آمدنش خیلی قشنگ 

آب کردنش آسونه

قلب تو خالی از عشقو 

بی نور و سوت و کوره

عاشق کشی مرامت 

نگات سرده و مغرور

عشقو ببین توی نگاش 

از کینه ی تو دوره

یه کاری کن تو هم براش 

چرا عاشقیتم زوره

زوره، عشقِ تو زوره 

احساس همیشه کوره

هرجا خودخواهی باشه 

انصاف از اونجا دوره

زوره، عشق تو زوره 

احساس همیشه کوره

هرجا خودخواهی باشه 

انصاف از اونجا دوره


برچسب‌ها: شهرام شکوهی
[ هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 8:39 ] [ بهروز باباخانی ]

انگار دستام سرده سردن

انگار چشمام شب تارن

آسمون سیاه ابر پاره پاره

شرشر بارون داره میباره

حالا رفتی و من تنها ترین عاشقم رو زمین

تنها خاطراتم تو بودی فقط همین


رفتی برو تنها بمون

با غصه ها همرا بمون

دیگه نمی تونم خسته ی خستم

طلسم غم رو زدم شکستم

داره چشمام ابر بارون

رو گونه هام شده روون

رفتی و رفتی تنها می مونم

تا آخر عمر واست می خونم

حالا رفتی و من تنهاترین عاشقم رو زمین

تنها خاطراتم تو بودی فقط همین


برچسب‌ها: رضا روح پور
[ ششم اردیبهشت 1391 ] [ 10:21 ] [ بهروز باباخانی ]

برادر جان نمیدونی چه دلتنگم

برادر جان نمیدونی چه غمگینم

نمیدونی، نمیدونی، برادر جان

گرفتار کدوم طلسم و نفرینم

نمی دونی چه سخته در به در بودن

مثل طوفان همیشه در سفر بودن

برادر جان، برادر جان، نمیدونی

چه تلخه وارث درد پدر بودن

دلم تنگه برادر جان

برادر جان دلم تنگه

دلم تنگه از این روزهای بی امید

از این شبگردیهای خسته و مایوس

از این تکرار بیهوده دلم تنگه

همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس

دلم تنگه برادر جان

برادر جان دلم تنگه

دلم خوش نیست، غمگینم برادر جان

از این تکرار بی رویا و بی لبخند

چه تنهایی غمگینی، که غیر از من

همه خوشبخت و عاشق، عاشق و خرسند

به فردا دلخوشم، شاید که با فردا

طلوع خوب خوشبختی من باشه

شبو با رنج تنهایی من سر کن

شاید فردا روز عاشق شدن باشه

دلم تنگه برادر جان

برادر جان دلم تنگه


برچسب‌ها: داریوش اقبالی
[ پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 20:14 ] [ بهروز باباخانی ]

دو دریچه دو نگاه دو پنجره

دو رفیق دو همنشین دو هنجره

دو مسافر تو مسیر زندگی

دو عزیز دو همدمِ همیشگی


با هم از غروب و سایه رد شدیم

قصه عاشقی رو بلد شدیم

فکر می کردیم آخر قصهِ اینه

جز خدا هیچ کی ما رو نمیبینه


دو غربیه دو تا قلبِ در به در

دو تا دل واپس این چشمایِ تر

دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین

دو تا دور افتاده ی تنها نشین


عاقبت جدا شدن دستهایِ ما

گم شدیم تو غربت غریبه ها

آخرِ اون همه لبخند و سرود

چشم پر حسادتِ زمونه بود


دو غریبه دو تا قلب در به در

دو تا دل واپس این چشمای تر

دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین

دو تا دورافتاده ی تنها نشین


برچسب‌ها: سیاوش قمیشی
[ چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 16:28 ] [ بهروز باباخانی ]

گاهی اوقات احساس عجیبی دارم!

به مانند یک درخت!

ایستاده اما تک و تنها و خشک و تشنه و گم و گنگ!...

در کویری سوزان بدون حتا وجود خاری!

نه حتا سایه ی ابری کوچک بر فراز آسمان آبی!

نه حتا قطره ی بارانی!

نه حتا وزش نسیمی سرد!

نه حتا یک برگ بر شاخه های خشکیده ام!

نه حتا لانه پرنده ای کوچک بر شاخه های شکسته ام!

و نه حتا تصویر یک قلب شکسته بر تنه ی سردم!

چه تلخ است مرگ، در اوج تنهایی!...


برچسب‌ها: Bisto3
[ سوم اردیبهشت 1391 ] [ 1:32 ] [ بهروز باباخانی ]

خدا رو چه دیدی، شاید با تو باشم

شاید با نگاهت، از این غم رها شم

خدا رو چه دیدی، شاید غصه رد شد

دلم راه و رسم، این عشق رو بلد شد

هنوز بی قرارم به یاد نگاهت، نشستم تو بارون بازم چشم به راهت

هنوز بی قرارم به یاد نگاهت، نشستم تو بارون بازم چشم به راهت


خدا رو چه دیدی، تو شاید بمونی

شاید غصه هامو، تو چشمام بخونی

خدا رو چه دیدی، شاید دل سپردی

شاید عشقمونو، تو از یاد نبردی

هنوز بی قرارم به یاد نگاهت، نشستم تو بارون بازم چشم به راهت

هنوز بی قرارم به یاد نگاهت، نشستم تو بارون بازم چشم به راهت


تو ترسی نداری از عشق و جدایی، می خوای پر بگیری به سمت رهایی

برای تو موندن دلیلی نداره، برات حرف رفتن شده راه چاره

خدا رو چه دیدی، تو شاید بمونی

شاید غصه هامو، تو چشمام بخونی

خدا رو چه دیدی، شاید دل سپردی

شاید عشقمونو، تو از یاد نبردی

خدا رو چه دیدی ، خدا رو چه دیدی


برچسب‌ها: رضا صادقی
[ دوم اردیبهشت 1391 ] [ 0:9 ] [ بهروز باباخانی ]

حس میکنم دیگه دوسم نداری

حس میکنم زیادیه وجودم

چرا به این زودی ازم بریدی

من که گل ِ سر سبدِ تو بودم


حس میکنم توو این روزا نمیخوای

یه لحظه هم حتی منو ببینی

کاش میدونستم عشق ِ دیروز ِ من

فردا که شد تو با کی همنشینی


دوسم نداری میدونم دوسم نداری

اما توو چشمات میخونم که بیقراری

خدا کنه که برگردی تو پیشم

بدونِ تو من دیوونه میشم


دوسم نداری میدونم دوسم نداری

اما توو چشمات میخونم که بیقراری

خدا کنه که برگردی تو پیشم

بدونِ تو من دیوونه میشم


حس میکنم حضور ِ من کنارت

باعث ِ دلخستگی تو باشه

شاید سفر رفتن ِ من

یه فصل ِ تازه ای از زندگی ِ تو باشه

حس میکنم باید از اینجا برم

جایی که هیشکی راهشو بلد نیست

باید برم که قدرمو بدونی

یه مدتی تنها بمونی بد نیست


حس میکنم دیگه دوسم نداری

حس میکنم زیادیه وجودم

چرا به این زودی ازم بریدی

من که گل ِ سر سبدِ تو بودم


دوسم نداری میدونم دوسم نداری

اما توو چشمات میخونم که بیقراری

خدا کنه که برگردی تو پیشم

بدونِ تو من دیوونه میشم


دوسم نداری میدونم دوسم نداری

اما توو چشمات میخونم که بیقراری

خدا کنه که برگردی تو پیشم

بدونِ تو من دیوونه میشم


برچسب‌ها: جهان
[ یکم اردیبهشت 1391 ] [ 23:58 ] [ بهروز باباخانی ]

چرا تو جلوه ساز این بهار من نمی شوی

چه بوده آن گناه من که یار من نمی شوی

بهار من گذشته شاید


شکوفه جمال تو شکفته در خیال من

چرا نمی کنی نظر به زردی جمال من

بهار من گذشته شاید


تو را چه حاجت نشانه من

تویی که پا نمی نهی به خانه من

چه بهتر آن که نشنوی ترانه من

نه قاصدی که از من آرد گهی بسوی تو سلامی

نه رهگذاری از تو آرد گهی برای من پیامی

بهار من گذشته شاید


غمت چو کوهی به شانه من

ولی تو بی غم از غم شبانه من

چو نشنوی فغان عاشقانه من

خدا تورا از من نگیرد ندیدم از تو گر چه خیری

بیاد عمر رفته گریم کنون که شمع بزم غیری

بهار من گذشته شاید


چرا تو جلوه ساز این بهار من نمی شوی

چه بوده آن گناه من که یار من نمی شوی

بهار من گذشته شاید


شکوفه جمال تو شکفته در خیال من

چرا نمی کنی نظر به زردی جمال من

بهار من گذشته شاید


برچسب‌ها: ستار
[ سی و یکم فروردین 1391 ] [ 18:25 ] [ بهروز باباخانی ]

به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی نپرس از چی گرفته

منو دریغ یک خوب به ویرونی کشونده

عزیزمه تا وقتی نفس تو سینه مونده

تو این تنهایی تلخ منو یک عالمه یاد

نشسته روبرویم کسی که رفته برباد

کسی که عاشقانه به عشقش پشت پا زد

برای بودن من به خود رنگ فنا زد


چه دردیه خدایا نخواستن اما رفتن

برای اون که سایه ست همیشه رو سر من

کسی که وقت رفتن دوباره عاشقم کرد

منو آباد کرد و خودش ویرون شد از درد

به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی نپرس از چی گرفته

به آتش تن زد و رفت تا من اینجا نسوزم

با رفتنش نرفته تو خونمه هنوزم

هنوز سالار خونه ست پناه منه دستاش

سرم رو شونه هاشه رو گونمه نفسهاش

به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی نپرس از چی گرفته


برچسب‌ها: گوگوش
[ سی ام فروردین 1391 ] [ 9:28 ] [ بهروز باباخانی ]

از کسانی که از من متنفرند ممنونم، آنها مرا قویتر میکنند.

از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم، آنان قلب مرا بزرگتر میکنند.

از کسانی که مرا ترک میکنند ممنونم، آنان به من میاموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست.

از کسانی که با من میمانند ممنونم، آنان به معنای واقعی، دوست را نشان میدهند.


برچسب‌ها: کوروش بزرگ
[ بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 15:24 ] [ بهروز باباخانی ]

سقف خونم طلای ناب

زیر پاهام حصیر سرد

تو دست من سیب گلاب 

اما دلم پره ز درد

مثل درخت بیدکی

تکیه مو دادم به کسی

شدم درختی تو کویر

تنها و خشک یک اسیر


اما یه روزگاری بود

پدر بزرگمون می گفت

بهشت همین دنیای ماست

عشق و صفاست

اما کجاست

مثل درخت بیدکی

تکیه مو دادم به کسی

شدم درختی تو کویر

تنها و خشک یک اسیر


می خوام دیگه رها بشم

ساده و بی ریا بشم

زمینمو شخم بزنم

نه بد بشم نه خوب بشم


برچسب‌ها: فریدون فروغی
[ بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 19:1 ] [ بهروز باباخانی ]

تو هم با من نبودی!

مثل من با من،

و حتا مثل تن با من!

تو هم با من نبودی!

آن که می‌پنداشتم باید هوا باشد،

و یا حتا، گمان می‌کردم این تو

باید از خیل خبرچینان جدا باشد.

تو هم با من نبودی!

تو هم با من نبودی!

تو هم از ما نبودی!

آن که ذات درد را باید صدا باشد،

و یا با من، چنان هم‌سفره‌ی شب

باید از جنس من و عشق و خدا باشد.

تو هم از ما نبودی!

تو هم مؤمن نبودی!

بر گلیم ما و حتا در حریم ما،

ساده ‌دل بودم که می‌پنداشتم

دستان نا اهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد.

تو هم از ما نبودی! 

تو هم مؤمن نبودی!

بر گلیم ما و حتا در حریم ما،

ساده ‌دل بودم که می‌پنداشتم

دستان نا اهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد.

تو هم با من نبودی یار!

ای آوار!

ای سیل مصیبت‌بار!


برچسب‌ها: فرهاد مهراد
[ بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 19:36 ] [ بهروز باباخانی ]

لالالالا لالا لا

تو ای نایاب ای ناب. مرا دریاب دریاب

منم بی نام بی بام . مرا دریاب تا خواب

مرا دریاب مستانه . مرا دریاب تا خانه

مراقب باش تا بوسه . مرا دریاب بر شانه


لالالالا لالا لا

مرا دریاب من خوبم . هنوزم آب میکوبم

هنوزم شعر می ریسم . هنوزم باد می روبم

مرا دریاب در سرما . مرا دریاب تا فردا

مرا دریاب تا رفتن . مرا دریاب تا اینجا

مرا دریاب تا باور . مرا دریاب تا آخر

مرا دریاب تا پارو . مرا دریاب تا بندر

تو ای نایاب ای ناب. مرا دریاب دریاب

منم بی نام . بی بام

مرا دریاب تا خواب


لالالالا لالا لا

مرا دریاب من خوبم . هنوزم آب میکوبم

هنوزم شعر می ریسم . هنوزم باد می روبم

مرا دریاب در سرما . مرا دریاب تا فردا

مرا دریاب تا رفتن . مرا دریاب تا اینجا

مرا دریاب تا باور . مرا دریاب تا آخر

مرا دریاب تا پارو . مرا دریاب تا بندر


تو ای نایاب ای ناب. مرا دریاب دریاب

منم بی نام . بی بام

مرا دریاب تا خواب

لالالالا لالا لا


برچسب‌ها: شهیار قنبری
[ بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 14:32 ] [ بهروز باباخانی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

روزنوشت خاطرات در قالب شعر و ادبیات
------------------------------------------------
هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود.
هراس من باری
همه مردن در سرزمینی ست

که مزد گورکن
از بهای آزادی ی آدمی
افزون باشد

جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خوشتن خویش
بارویی پی افکندن -

اگر مرگ را از این ارزشی بیشتر باشد
حاشا
حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم

« احمد شاملو »
امکانات وب

تبادل لینک

خرید بک لینک